چه خوشحالم که میبینم..

..

چه خوشحالم كه ميبينم تو خوشبختي...

تــو رفـتـن رو ازم خواستي.

يه روز قلبم و پس دادي.

واسم سخت بود كه تنها شم.

مهم اينه كه تو شادي....

تو خوشبختي و آرومي.

با عشقي كه خودت خواستي.

چقدر شيرين دنياي.

كسي كه عاشقش هستي.

چه خوشحالم كه ميبينم تو خوشبختي.

با اينكه ميگذره روزام به هرسختي.

چه خوشحالم كه مي بينم تو قلبت غصه ها مردن.

با اينكه چشماي عشقت منو از خاطرت بردن.

هميشه آرزوم بودي ولي حالا يه رويايي.

يه جور عادت شده واسم شباي سرد تنهايي.

ميدونم خنده ميميره روي لبهاي پژمردم.

تو شرابي و من

بي تو هميشه سرد و افسردم.

چه خوشحالم كه ميبينم تو خوشبختي.

با اينكه ميگذره روزام به هرسختي.

چه خوشحالم كه مي بينم

تو قلبت غصه ها مردن.

با اينكه چشماي عشقت

منو از خاطرت بردن..

حق خدا..

کمترین حق خدا اینه اکه در مقابل این همه نعمت معصیتش رو نکنیم. حالا اگر شکرگزار هم باشیم حق بندگی رو تا حدی زیادی ادا کرده ایم.

کمترین حق خداوند بر انسان این است که در گناهان از نعمات خداوند استفاده نکنیم. امام علی(ع)

کمترین حق خدا اینه اکه در مقابل این همه نعمت معصیتش رو نکنیم. حالا اگر شکرگزار هم باشیم حق بندگی رو تا حدی زیادی ادا کرده ایم.

قدرت عشق..

اگر فرصت داشتم..

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،
به جای آن که انگشت اشاره ام را به سمت او بگیرم،
در کنارش انگشت هایم را در رنگ فرو می بردم و نقاشی می کردم.
اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،
به جای غلط گیری به فکر ایجاد ارتباط بیشتر می بودم،
بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم به او نگاه می کردم،
سعی می کردم درباره اش کمتر بدانم، اما بیشتر به او توجه کنم.
به جای اصول راه رفتن،اصول پرواز کردن ودویدن را با او تمرین می کردم.
از جدی بازی کردن دست برمی داشتم،و بازی را جدی می گرفتم.
در مزارع بیشتری می دویدم، و به ستارگان بیشتری خیره می شدم،
بیشتر در آغوشش می گرفتم. و کمتر او را به زور می کشیدم.
کمتر سخت می گرفتم و بیشتر تاییدش می کردم.
اول احترام به خود را در او می ساختم و بعد خانه و کاشانه اش را
و بیشتر از آنچه که عشق به قدرت را یادش بدهم،
قدرت عشق را یادش می دادم.

احترام و نیکی به پدر ومادر..

«جز خداوند یگانه را پرستش نکنید وبه پدر و مادر نیکی کنید». (سوره بقره، آیه ۸۳)
«و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید».(سوره نساء، آیه ۳۶)

«چیزی را شریک خدا قرار ندهید و به پدر ومادر نیکی کنید». (سوره انعام، آیه ۱۵۱)

«و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش او را با ناتوانی حل کرد و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد. (آری به او توصیه کردم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر به جا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من است». (سوره لقمان، آیه ۱۴)

پدران و مادران به خاطر زحمات شبانه روزی و سختیهای گوناگونی که بابت پرستاری و تأمین سلامت روحی و جسمی فرزند متحمل شده اند، به قدرشناسی و احترام از سوی فرزندان خود نیازمند بوده و از آن لذت می برند چه بسیار پدران و مادرانی که از نظر مالی به پسر یا دختر خود محتاج نباشند ولی توجهات پی درپی و محبت فرزندان را از ضروریات نیاز روحی خود می دانند.

حضرت امام رضا(ع) می فرماید:«خداوند فرمان داده است که بندگانش، او و پدر و مادر را شکرگذاری کنند [که خود یک نوع احترام است] پس کسی که پدر و مادرش را سپاس نگوید، خدا را هم سپاسگزاری نکرده است.»(۱)از حضرت امام صادق(ع) سؤال شد که کدام اعمال بافضیلت تر و بهتر است؟ امام(ع) در جواب فرمود:«الصَّلاةُ لِوَقتها وَ بِرُّ الْوالِدَینِ وَ الجَهادُ فی سَبیلِ اللّه َ عزّ و جلّ.»(۲)
نماز را در اول وقت خواندن، نیکی به پدر و مادر و جهاد در راه خدا.
در عظمت و ارزش احسان به والدین همین بس که در ردیف نماز اول وقت و جنگ در راه خدا قرار گرفته است.

دستور عمومی:
احسان و خوشرفتاری با پدر و مادر این گونه نیست که به گروهی از آنها اختصاص داشته باشد و بقیه به خاطر اشکالات فکری، علمی، اخلاقی و رفتاری، مورد بی مهری و بی توجهی قرار گیرند. بلکه پدر و مادر با هر مکتب و مرامی؛ و با هر سلوک رفتاری، احترامشان لازم و ضروری است.

حضرت امام باقر(ع) می فرماید:«در سه چیز خداوند به کسی اجازه تخلف نداده است:
۱ـ رد کردن امانت به صاحبش، خواه نیکوکار باشد یا بدکار.
۲ـ وفای به عهد، چه با نیکوکار و چه با بدکار.
۳ـ نیکی و خوشرفتاری با والدین خواه صالح و نیکوکار باشند خواه فاجر و بدکار.(۳)

«نیازهای عمده والدین» :

علاقه به محبت و آرامش
علاقه به احترام و قدرشناسی
آنها دوست دارند تا کوچکترها، نوه ها و فامیل در ایام جشن و شادی به دیدنشان رفته و در مجالس مهمانی و سرور آنها را دعوت کرده و نهایت اکرام و احترام را در موردشان به کار برند.
یکی از ضروری ترین نیازهای دوران سالمندی بویژه در مورد پدران و مادران این است که از محبت اطرافیان و آرامش روحی بهره مند باشند؛ آنها می خواهند مورد قبول اطرافیان و فرزندان خود باشند، دوست دارند مستقل زندگی کنند و سربار فرزندان نباشند.

حقوق پدر و مادر

حق پدر

و اما حق پدرت آن است که بدانی که او اصل توست و تو شاخه و فرع او. اگر نمی بود تو نیز نبودی پس هرگاه در خود چیزی دیدی که تو را شادمان ساخت بدان که اصل آن نعمت را از پدر داری و خدای را بر آن سپاس گو و شاکر باش.(رساله حقوق امام سجاد (ع))

حق مادر

حق مادرت این است که بدانی او تو را در جایی نگه داشته که کسی نگه نمی دارد و از میوه دلش به تو داده که کسی به کسی نمی دهد و از تو با همه وجودش از گوش و چشم و دست و پا و موی و پوست ، با شادمانی و سرور نگهبانی و نگهداری کرده، و ناملایمات غم و اندوه و نگرانی ها را تحمل می کند و شادمان و خرم است که تو را سیر کند و خود گرسنه بماند تو را بپوشاند و خود برهنه باشد تو را سیراب کند و خود تشنه بماند خود در آفتاب باشد و بر تو سایه افکند با تحمل مشقت ، آرامش و تنعم تو را فراهم آورد و با پذیرش رنج بی خوابی تو را از لذت خواب بهره مند سازد. شکمش ظرف وجود تو و دامنش پناهگاه امن تو و سینه اش چشمه جوشانی برای رفع عطش تو  و جانش فدای تو شده و سرد و گرم روز گار را به خاطر تو پذیرا گشته است پس باید به پاس این همه محبت و زحمت ، شکرگذار او باشی و هرگز نمی توانی مگر خدا یاری ات کند.(رساله حقوق امام سجاد (ع))

امام صادق علیه السلام فرموده اند: 

پدر و مادر را بر فرزند سه حق است: شکر آنان در هر حال، اطاعتشان در هر امر و نهی که معصیت خدا نباشد و خیرخواهی برای آنها در نهان و عیان و فرزند را بر پدر سه حق است: مادر خوب انتخاب کردن، نام نیکو نهادن و پرورش خوب دادن..

یا فاطمه الزهرا(س)..

 

ya fateme

سلام و درود خدا بر یگانه بانوئی كه در عرش الهی محبوب ملائكه مقرب وهم كلام با برترین آنان وحامل علم خدا یعنی جبرئیل امین بود .درود بیكران خداوند بر فاطمه (س) كه بهجت قلب ونور چشم رسول (ص) وعزیزترین انسان ها در پیشگاه او بود ؛ وجودی كه نور پیامبر (ص) سراسر او را احاطه نموده بود واز جهت شبیه ترین مردم در رفتار و كردار به رسول خدا بود .

این کیست كه رسول خدا به هنگام قیامت وصحنه محشر جبرئیل از طرف راست او ومكائیل در جانب چپ ، وامیر المؤمنین علی بن ابیطالب سلام الله علیه در جلو او ، ودو آقا، جوانان اهل بهشت ( حضرت امام حسن وحضرت امام حسین علیه السلام ) در پشت سر او حركت می كنند واینچنین با جلالت وارد محشر می گردد و ندائی از جانب حق تعالی می رسد وایشان را به خلائق معرفی می نماید تا این كه وارد بهشت شود وخداوند به او می فرماید از من درخواست نما تا به تو عطا نمایم وهر آرزوئی كه داری جامه عمل خواهم پوشاند واو در جواب خداوند عرض می كند ؛ تو بزرگترین آرزوی من بودی وهستی . واز خداوند تقاضا می كند كه محبین مرا به آتش دوزخ مسوزان . وخداوند در جواب می فرماید : قبل از خلقت آسمان ها وزمین با خود عهد نموده ام كه محبین تو را به آتش دوزخ نسوزانم .

مقصود از نقل این مطلب آن است كه ، شخصیتی كه اینچنین مورد احترام خدا ورسول خدا وانبیاء الهی است وكلام ووجود وحركات او در ملك وملكوت ودر دنیا وآخرت تاثیر می گذارد آیا بر ما نیست تا هر چه بیشتر خود را به این حقیقت نورانی نزدیك نمائیم.

فقط برای دلخوشی بگو بی من میمیری..

عشق منو پس نزنی

به قلب من دست نزنی

جایی که داره تو دلت

به پای هوس نزنی

یاد منو گم نکنی

اسیر مردم نکنی

مجنونت رو تو تورو خدا سر درگم نکنی

منو نزاری بی خبر

بیام بگن رفتی سفر

خدا نیاره بشنوم

از عشق من کردی حذر

عشق منو پس نزنید

به قلب من دست نزنی

جایی که داره تو دلت 

به پای هوس نزنی

یاد منو گم نکنی

اسیر مردم نکنی

مجنونت رو تورو خدا سر درگم نکنی

از تو دلت کنده نشم

عاشق بازنده نشم

ابرو دارم پیش دل

یه وقتی شرمنده نشم

اشک منو در نیاری

رو عهدمون پا نزاری

حیصیت عشق منو

برای چشما نزاری

مهر مو از دل نگیری

که از دل من نمیری

فقط برای دل خوشی

بگو که بی من میمیری

واسه عاشقا دعا کن..

بازم امشب مثل هر شب تو دلت واسم دعا کن..

نم نم سکوت و بشکن زیر لب خدا خدا کن..

واسه عاشقا دعا کن که غریب روزگارند

هفتا آسمونه اما یه ستاره هم ندارن

واسه مثل من دعا کن که تو کار دل نمونه..

تو فقط خدا خدا کن که خدا خودش میدونه . . !!

یا صاحب الزمان(عج)..

عمري دنبال تو گشتم
روي ماهت رو نديدم
عمري از فراق رويت
به غم حسرت رسيدم
تويي كه اميد و نوري
توي اين دلاي عاشق
چشم به راه تو نشستيم
كي مياي گل شقايق؟

عمري انتظار و حسرت
به وصال تو يگانه
از فراق روي تو اشك
به چشاي من روانه

عاشق روز وصالم
اي نسيم نوبهاري
خاك پات مرهم چشمام
تو قرار بيقراري

توي اين دنياي تاريك
نور روشني تو هستي
اي گل پنهون عالم
عشق موندني تو هستي

توي اين دل شكسته
بي تو اين نفس مي گيره
بي تو اين عالم هستي
توي چشم من حقيره
تو بيا چشما رو واكن
به سوي هرچي پاكه
زشتي رو بكن ز ريشه
جاي غصه زير خاكه

(اللهم عجل لولیک الفرج..)

بی تو..

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم 

 

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

 

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

يادم آيد : تو به من گفتي :

از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

 

با تو گفتم :‌

"حذر از عشق؟

ندانم!

سفر از پيش تو؟‌

هرگز نتوانم!

 

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم،

"تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"

باز گفتم كه : " تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!

 

اشكي ازشاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد،

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم

 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده  خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم...


و باز هم تنهایی..

وقتي تنهاييم دنبال دوست مي‌گرديم،

پيدايش كه كرديم، دنبال عيب‌هايش مي‌گرديم،

وقتي كه از دستش داديم، در تنهايي دنبال خاطراتش مي‌گرديم.

مراقب قلب‌ها باشيم، هيچ چيز آسان‌تر از قلب نمي‌شكند.